مهدى الهى قمشه اى
17
حكمت عملى ( اخلاق مرتضوى ) ( فارسى )
شد . چون بدن مرحوم الهى به خاك سپرده شد و هنوز لحد نچيده بودند جناب استاد علامه طباطبايى تشريف آوردند و در كنار قبرش نشستند و دستمال در دست گرفتند و بسيار گريستند . در شب پنجشنبه 27 ارديبهشت 1352 كه دو شب از وفات آن بزرگوار گذشته بود در محضر پر فيض جناب استاد علامه طباطبايى بوديم كه دورهاى داشتيم جناب آقاى طباطبايى فرمودند : در اين سال دو فرد روحانى كه خيلى به روحانيت آنها ايمان داشتم از دست ايران بدر رفت . يكى مرحوم آقاى آملى آية اللّه حاج شيخ محمد تقى آملى رضوان اللّه عليه و ديگر مرحوم آقاى قمشهاى . مرحوم آقاى قمشهاى بارها در عظمت شأن نهج البلاغه مىفرمود : برويم بهشت نهج البلاغه را خدمت أمير المؤمنين عليه السّلام درس بخوانيم تا بفهميم آن حضرت چه فرموده است . همين فرمايشش را فرزندش آقا نظام الدّين سابق الذّكر كه بعد از مراسم روز هفت مرحوم الهى از كنار تربتش در وادى السّلام قم بدر مىآمديم و خداحافظى مىكرديم به ما فرمود : آقايم رفت خدمت أمير المؤمنين عليه السّلام نهج البلاغه بخواند . در روز مراسم هفت نيز جناب آقاى طباطبايى تشريف داشتند و تنى چند از روحانيّون و مردم حقشناس و وظيفهشناس قمشه در مراسم روز هفت شركت داشتند و در قمشه نيز تجليل بسيار شايان و بسزا كرده بودند . از طرف جناب استاد بزرگوارم حضرت آقاى علامه ميرزا احمد آشتيانى در مسجد ارك طهران مجلس ترحيم بسيار سنگين و مجلّلى منعقد شده بود . جنازهاش را بسيار ساده و بىهياهو و بىتشريفات از طهران به قم آوردند . آية اللّه آقاى اراكى معروف قم دست آورد و آستين مرا گرفت و پرسيد : اين جنازه كيست كه دارند مىبرند ؟ گفتم : مرحوم آقاى قمشهاى . گفت : قمشهاى معروف كه تفسير قرآن نوشت ؟ گفتم : آرى . گفت : پس چرا وضع تشييع و تشريفات جنازهاش اينقدر ساده بود . مرحوم الهى در روز آخر عمرش تدريس فرمود ، و درسش تا آخرين روز